|
دیروز میگفتم: مشقهایم را خط نزن... گوشم را مکش، مهر را در دلم جاری کن... جریمه مکن، هر چه میخواهی تکلیف بگیر... اما اکنون: گوشم را بکش... جریمه ام کن...امتحان سخت بگیر... اما یک لحضه به دوران مدرسه باز گردان... معلم ای آینه تمام نمای عشق و ایثار هر روزت مبارک [ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:38 ] [ فردیا محمدی ]
مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند. مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست. سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسهی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه میگذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند. سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد. پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت . پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت :خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامهی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ... به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را میبندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است با تشکر فراوان از خانم پاداش [ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 17:15 ] [ فردیا محمدی ]
[ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 23:18 ] [ فردیا محمدی ]
360 روز گذشت بعضیا دلشون شکست بعضیا دل شکوندن خیلیا ساختن خیلیا خراب کردن خیلیا عاشق شدن و ... ... ... ... خیلیا تنها ... گریه کردیم خندیدیم خیلیها از بینمون رفتن خیلیها به جمعمون اضافه شدن حالا فقط ۳ روز مونده ۳ روز از همه اون خاطره هامون تو سالی که گذشت. .. سال نوتون پیشاپیش مبارک باسلام خدمت همه دوستای گلم دنیاجون ببخشید که مطلبت رو دیر گذاشتم چند روزی رفتم مسافرت جاتون خالی
[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 11:27 ] [ فردیا محمدی ]
[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 11:26 ] [ فردیا محمدی ]
[ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 ] [ 18:58 ] [ فردیا محمدی ]
[ سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 ] [ 14:9 ] [ فردیا محمدی ]
باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید
[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 23:17 ] [ فردیا محمدی ]
مطلب ارسالی از آقای ایمان سعدی صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یک جا نشسته
قلب سفیدی در سینه آن
در پوششی نرم پروردگارم
[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 2:4 ] [ فردیا محمدی ]
[ شنبه دوازدهم اسفند 1391 ] [ 23:18 ] [ فردیا محمدی ]
خدایا؛ در حق آشنایان و دوستانم چه دعایی کنم؛ اما می دانم که تو از حال آنان آگاهی؛ پس بهترین ها را برایشان کرم نما؛ که خزانه ی تو هرگز تهی نمی گردد ...
[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 23:18 ] [ فردیا محمدی ]
یک استکان چایی داغ مهمان من باشید کنار پنجره بخار گرفته٬وقت تنهاییتون نوش جون... چایی وفاداری من همیشه تازه دم است [ شنبه پنجم اسفند 1391 ] [ 17:32 ] [ فردیا محمدی ]
کام گؤل زؤر جوانه له باخچه ی گؤلان پیشکه ش به ئیوه ئازیزی دلان ترجمه کدام گل قشنگترینه تو باغچه ی گلها تقدیم به شما عزیزان دل [ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 22:59 ] [ فردیا محمدی ]
جاودان باد سایه دوستانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل دوستای خوبم شادی و تندرستیتان به بلندای آسمان آبی... کجایید؟چرا کم پیدایید؟ من امروز امتحان ارشد دادم برام دعا کنید قبول شم [ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 23:58 ] [ فردیا محمدی ]
آهای ۸۲ایها همه باهم بگین مبارکه
جناب آقای محمدی
من از طرف خودم وهمه ی ۸۲ایها
این امر خیرو هم به خودتون وهم به
خانم گلتون تبریک میگم
واز ته دل براتون آرزوی خوشبختی میکنم
امیدوارم این
سعادت نصیبمون بشه و ایشون رو
از نزدیک زیارت کنیم بامیددیدار
بچه های قد و نیم قدتون
برچسبها: روح الله محمدی [ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 22:9 ] [ فردیا محمدی ]
بهار بی خزان روی محمد بهشت جاودان کوی محمد معطر ساخت گلزار جهان را شمیم تار گیسوی محمد میلاد پیامبر گرامی بر همه ی ۸۲ایهای عزیز مبارک
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 21:2 ] [ فردیا محمدی ]
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 19:10 ] [ فردیا محمدی ]
سلام دوستان امروز دهم بهمن تولد آقای فرجیه از طرف خودم وهمه ی ۸۲ایها بهشون تبریک میگم
گریه میکنه و اینم اطرافیانش هستن که خوشحال و شادن از تولد ایشون
برچسبها: فردیا محمدی [ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 13:14 ] [ فردیا محمدی ]
سلام دوستان من اشتباه میکنم یا آقای سوقندی هم داماد شده؟ خانم خدری زاده مادر شده؟و... تورو خدا بیشتر از خودتون بگین کی عروس شده؟ کی داماد شده؟کی پدر؟وکی مادر شده و اسمو سن نی نی هاتونو لطفا ذکر کنید اره خوب حق دارین لازمه من شروع کنم: به اطلاع دوستان خوبم میرسونم من فروردین ۱۳۸۷ عروسی کردم مهر ماه ۱۳۸۹ به بزرگترین ارزوم که به همون شغل انبیا بود رسیدم خدارو شکر بچه ای ندارم تعجب نکنید که میگم خدارو شکر که بچه ندارم دلیلش اینه که من مدت دو سال بود با همسرم اختلاف داشتم و دیروز رسما از ایشون جدا شدم خوب حالا نوبت شماست زود باشین لو بدین نامزد یا همسرو فرزندانتونو راستی من بخاطر حجم زیاد همه ی نظراتو مستقیم نمیارم تو وبلاگ پس لطفا بخش نظرات رو هم مطالعه کنید
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 22:1 ] [ فردیا محمدی ]
برچسبها: دنیا پاداش [ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 7:28 ] [ فردیا محمدی ]
به نظر من خوشبختی احساس رضایت از انچه داری چه کم چه زیاد.خوشختی بستگی به خودمون دارد.ممکنهکسی بیشترین امکاناتو داره ولی خوشبخت نباشه خوشبختی ینی داشتن سلامتی .داشتن خانواده خوب. داشتن دوستان خوبی مثل شماها ورودیهای 82 .داشتن قناعت تو زندگی .توکل کردن وسپردن خودت بخدا
[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 14:15 ] [ فردیا محمدی ]
سلام اقای رضانیا خیلی خوش اومدین
برچسبها: مجتبی, رضانیا [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 14:13 ] [ فردیا محمدی ]
دوستان سلام بیاین یه بار دیگه "ترین"های 82 رو با هم مرور کنیم نظرتون چیه؟! یادمه توو اردوی فارغ التحصیلیمون یه همچین برنامه ای رو داشتیم یادش بخیر... خزرآباد ساری... اولی رو خودم میام! مردترین 82یی: هادی باقری (البته هادی باقری اون موقع و دکتر باقری الان) موافقاش لایک بزنن ...
برچسبها: رسول فرجی [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 0:14 ] [ فردیا محمدی ]
موضوع پیشنهادی خانم دکتر دنیا پاداش : خوشبختی از دیدگاه شما چیست؟؟؟؟ [ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 23:49 ] [ فردیا محمدی ]
راستی دوستان بیاین همه در پر بار شدن وبلاگ سهیم باشیم هرکدوم از شما یه موضوع مطرح کنه و همه در موردش بحثو تبادل نظر کنیم نظرتون چیه؟ هرکی موافقه بسم الله... [ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 23:29 ] [ فردیا محمدی ]
اینم بخاطر روی گل اقای سعدی این قالب تقدیم به همه ی دوستان راستی این قالب رو به یاد کلاس کوهنوردی انتخاب کردم بنظر من یکی از باحال ترین کلاسامون بود جا داره یادی از استاد زحمتکش کوهنوردی هم بکنیم استاد بهبودی استاد گرامی سلاااااااااام امیدوارم هرجا هستین موفق باشید
[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 22:22 ] [ فردیا محمدی ]
برچسبها: رسول اسلامی [ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 17:25 ] [ فردیا محمدی ]
برچسبها: ایمان سعدی [ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 17:23 ] [ فردیا محمدی ]
برچسبها: بهاره خسروی [ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 16:49 ] [ فردیا محمدی ]
سلام فردیا جان خوبی خواهر؟ نه اینجا همش دوده عن قریبه که مام دود شیم! اما الان داره باد میاد و سوز برفم میاد اما خودش نه کاش یه مدت جاهامون رو با هم عوض کنیم چطوره موافقی؟ دوست دارم باااااااای سلام عزیزم کاش میشد همه تون باهم بیاین اینجا راستی موافقین ایندفه بجای تهران شهر ما قرار بذاریم همگی جم شیم اینجا؟ وای عالی میشه شهر ما زمستوناش محشره مخصوصا زمستون امسال
برچسبها: نرگس قزوینی [ جمعه بیست و دوم دی 1391 ] [ 22:49 ] [ فردیا محمدی ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||